








Yگورستان عشقY
اى کسانى

کہ مرا به سوى گورستان غم ميبريد مرا د رتابوتئ
سياه رنگ بگذاريد تا بدانند سياه بخت بودم و
دستانم را از تابوت بيرون بگذاريد كه بدانند دست
خالى از دنيا رفتم.و چشمانم را بازبگذاريد
تا بدانند چشم انتظار از دنيا رفته ام.
و در اخر تكہ يخى به شكل قلب بر روى مزارم
بگذاريد تا با اولين اشعه افتاب چند قطره ايى اشك به
جاىY معشوقمY بريزد و شمعىدربالاىمزارم
روشن كنيد تا به جاىY عشقمY در تاريكى ها مرا
يارى كند وبر سنگ مزارم بنويسيد

اشفته ايى خفته در اين خلوت خاموش
او زاده غم بود و ز غم هاى جهان گشته
فراموش
{\}@$!{\/} ….cruel



Yگفتمش آغاز درد عشق چيست؟
Y گفت آغازش سراسر بندگيست.
Y گفتمش پايان آن را هم بگو
Y. گفت پايانش همه شرمندگيست
Y. گفتمش درمان دردم را بگو
Y. گفت درماني ندارد، بي دواست
Y. گفتمش يک اندکي تسکين آن?
Y. گفت تسکينش همه سوز و فناست
+ نوشته شده در سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 1:17  توسط .•**•نسیم .•**•
|











































h h **£عشق اینترنتی£** fg
گله می کرد ز مجنون لیلی
که شده رابطه مان ایمیلی
حیف از آن رابطه های انسانی
که چنین شد که خودت میدانی
عشق وقتی بشود دات کامی
حاصلش نیست به جز ناکامی
نازنین خورده مگر گرگ تو را ؟
برده با دات کام و دات ارگ تو را؟
بهرت ایمیلی زدم بیشترک
جای سابجکت نوشتم به درک
به درک گر دل من غمگین است
به درک به درک گر غم من سنگین است
به درک گر رابطه مان خورده ترک
قطع آن هم به جهنم به درک
آنقدر دلخور از این ایمیلم
که به این رابطه ام بی میلم
مرگ لیلی نت و مت را ول کن
همه را جای ok ،cancelکن
کن کامبیوتر را جانم
یار من باش ببین من onام
اگرت حرفی و بیغامی هست؟
روی کاغذ بنویس تو با دست
نامه یک حالت دیگر دارد
خط تو لطف مکرر دارد
خسته از fontو ز formatشده ام
دلخور از گردلی @شده ام
کرد replay به لیلی مجنون
که دلم هست از این سابجکت خون
باشه فردا تلفن خواهم کرد
هر چه گفتی که بکن خواهم کرد
زودتر بیش تو خواهم امد
هی هر ﺮﻮﺯ به تو سر خواهم زد
راست می گفتی تو عزیزم لیلی
دیگر نرسد از من ایمیلی
نامه ای mail نمودم بهرت
به امیدی که سر اید قهرﺖ
N@$IMh h
+ نوشته شده در یکشنبه 4 آذر1386ساعت 0:51  توسط .•**•نسیم .•**•
|
|


|
|
** به نام عشق حدیث زندگی**
البوم عکسای تو رو تنهای وا می کنم
با حسرت وبغض و سکوت تو رو تما شا میکنم
بازم دلم می گیره و میرم کنا ره بنجره
خودت بگو رنگ چشات چه جوری از یادم بره
رفتی و چند تا خاطره واسم گذاشتی یادگار
ر
از غم دوری چشات شدم خزون بی بهار
تنگ غروبه ودلم هوا تو دا ره نازنین
برای خا طر دلم بیا دوباره نازنین
تو فصل زرد گریه ها م بهارم ارزوام تویی
تو خواب وبیداری ها همیشه بیش روم توی
غیر تو نمی خوام دلمو به هیچ نگاهی بسبارم
گفتم وباز بهت می گم از ته دل دوست دارم
دلم می خواد صدا تو یه لحضه از یاد ببرم
من هنوز ناز تو هرچی که با شه می خرم

| |


+ نوشته شده در سه شنبه 1 آبان1386ساعت 10:13  توسط .•**•نسیم .•**•
|
+ نوشته شده در شنبه 17 شهریور1386ساعت 16:35  توسط .•**•نسیم .•**•
|
به نام عشق
فرياد من از داغ توست
بيهوده خاموشم مکن
حالا که يادت ميکنم
ديگر فراموشم مکن
همرنگ دريا کن مرا
يکبار معنا کن مرا










به دست اوردن انچه را که ما ارزو داریم موفقیت است اما چیزی را که برای به دست اوردن ان تلاش نمی کنیم خوشبختی است










دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ايوان ميروم و انگشتانم را
به پوسته ي کشيده ي شب مي کشم
چراغ هاي رابطه تاريکند
چراغ هاي رابطه تاريکند
کسي مرا به افتاب معرفي نخواهد کرد
کسي مرا به ميهماني گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردني است
+ نوشته شده در یکشنبه 11 شهریور1386ساعت 17:18  توسط .•**•نسیم .•**•
|
+ نوشته شده در شنبه 10 شهریور1386ساعت 17:9  توسط .•**•نسیم .•**•
|
+ نوشته شده در دوشنبه 29 مرداد1386ساعت 18:24  توسط .•**•نسیم .•**•
|
نمی توانم از عشقم برایت بگویم
این است داستان من
آوازی عاشقانه خواهم خواند
تنها برای تو خواهم خواند
گرچه هزاران فرسنگ دوری
نزد من بیا مرا چشم انتظار مگذارامااین احساس نیرومند است
شبی دیگر بی تو اینجا باشم دیوانه خواهم شد
دیگری نیست
هیچ کس دیگری نیست
هیچ عشق دیگری نمی تواند جای تو را بگیرد
یا با زیبایی تو برابری کند
همچنان خواهم خواند تا روزی که ترا با آواز عاشقانه ام
افسون کنم
این لحظه کجایی عشق من ؟
من ترا اینجا می خواهم تا در آغوشم بگیری
قلب مرا که می تپد و به نرمی زمزمه می کند دریاب
می خواهم که ترا در آغوش بگیرم
ترا نزد خود می خواهم
نزد من بیا
مرا چشم انتظار مگذار 
+ نوشته شده در دوشنبه 29 مرداد1386ساعت 18:1  توسط .•**•نسیم .•**•
|
+ نوشته شده در سه شنبه 23 مرداد1386ساعت 18:34  توسط .•**•نسیم .•**•
|
+ نوشته شده در سه شنبه 23 مرداد1386ساعت 18:27  توسط .•**•نسیم .•**•
|
+ نوشته شده در دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 19:2  توسط .•**•نسیم .•**•
|
+ نوشته شده در دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 18:57  توسط .•**•نسیم .•**•
|
+ نوشته شده در شنبه 20 مرداد1386ساعت 17:22  توسط .•**•نسیم .•**•
|
+ نوشته شده در سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 18:25  توسط .•**•نسیم .•**•
|
+ نوشته شده در سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 18:2  توسط .•**•نسیم .•**•
|
+ نوشته شده در سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 17:54  توسط .•**•نسیم .•**•
|
يادمون باشه وقتي کسي برامون ميميره ، اونقدر مرد باشيم که سر قبرش يک شاخه گل بزاريم
و قتي که دل نتگي داره رفيق تنهايي مي شه کو چه ها نا رفيق شدن
روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری 
مگر آن روز که در خاک شود پيکر من... آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش چون که گورم بشکافند عيان مي بينند زير خاکستر جسمم باقيست آتشي سرکش و سوزنده هنوز... يادگاري است زعشقي سوزان که بود گرم و فروزنده هنوز
+ نوشته شده در سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 17:31  توسط .•**•نسیم .•**•
|
میرسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی
میرسد روذی که مرگ عشق را باور کنی
میرسد روذی که تنها در کنار عکس من 
نامه های کخنه ام را از بر کنی
+ نوشته شده در چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت 18:20  توسط .•**•نسیم .•**•
|
به یاد او که عشقت را در دلم جای داد
از عشق تو هرگز نکنم گریه و زاری
اگه روزی بری یاری بگیری
الهی تب کنی فرداش بمیری
الهی سرخک و اوریون بگیری
تب مالت و فشار خون بگیری
اگه بردی ز اینها جون سالم
الهی درد بی درمون بگیری
+ نوشته شده در دوشنبه 1 مرداد1386ساعت 2:46  توسط .•**•نسیم .•**•
|

دلم بري كسي تنگ است
که چشم های قشنگش را
به عمق آبي درياي واژگون مي دوخت
و شعرهاي خوشي چون پرنده ها ميخواند
دلم براي كسي تنگ است
كه همچو كودك معصومي
دلش براي دلم مي سوخت
و مهرباني را
نثار من ميكرد

دلم براي كسي تنگ است...
+ نوشته شده در دوشنبه 1 مرداد1386ساعت 2:30  توسط .•**•نسیم .•**•
|